|
خوش آمديد
کاربر گرامي : لطفابراي ورود به سايت روي عکس زير کليک کنيد و منتظر بمانيد تا سايت باز شود با اين کار هيچ چيزي از ارزشهاي شما کم نمي شود و شما لطف خود را به وبلاگ خودتان يعني بيگيلو ابراز مينماييد در ضمن چنانچه تصوير مشخص نبود صفحه را رفرش کنيد يا ببنديد دوباره باز کنيد
|
|
[x] بستن پنجره اگر برايه اولين بار از وبلاگ ديدن ميكنيد سرعت لود كمي پايين است صبور باشيد |
|
|
|
|
پيغام مدير : .با سلام خدمت کاربر محترم به وبلاگ "بي.گي.لو "خوش امديد "بي.گي.لو "اسم مستعار من است استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.در ضمن براي تبادل لينک ما را با عنوان (جواب سوالات تبيان+دانلود+کليپ+اس ام اس+عکس+موزيک) لينک کنيد و به ما خبر دهيد تا شما را نيز لينک کنيم براي تبادل لوگو با امار بالاي 200 تا و براي تبادل بنر امار بالاي 400 تا مورد قبول هست . (با تشکر)
شماره تماس با مديريت
ش جديد 5056 953 0936ش قبلي3823 360 0935
لینک باکس شادی - افزایش امار بازدید کنند گان شما = قرار دادن کد لینک باکس+ثبت لینک شما
تصاویر راهپیمایی 22 بهمن ماه 86
نحوه کاهش حجم تصاوير در فتوشاپ
کاهش حجم عکس بدون نیاز به برنامه ی جانبی
|
بنام خدا همراهی موسی (ع) |
| در روایات آمده كه شخصی از بنی اسرائیل بیشتر وقتهای همراه حضرت موسی علیه السلام بود و احكام فقه و مسائل تورات را از ایشان فرا می گرفت و به دیگران می رساند و تبلیغ می كرد. مدتی گذشت و حضرت موسی او را ندید. روزی جبرئیل نزد موسی بود كه ناگاه میمونی (صورت برزخی آن همراه موسی علیه السلام) از پیش ایشان گذشت. جبرئیل گفت: آیا او را شناختی؟ فرمود: نه، جبرئیل گفت: این همان شخص است كه احكام تورات را از تو یاد می گرفت؛ این صورت ملكوتی و باطنی اوست در عالم آخرت. حضرت موسی تعجب كرد و پرسید: چرا به این شكل در آمده؟ جبرئیل گفت: چون كه هدف و نیت او از تعلیم و تعلم احكام تورات این بود كه مردم او را به عنوان فقیه و دانشمند به حساب آورند، نیت خدا نبود و اخلاص نداشت، به همین دلیل شكل او در عالم آخرت مانند میمون خواهد بود. |
| یکصد موضوع 500 داستان / سید علی اکبر صداقت |
لينك ثابت
نويسنده : محسن ( مدیر )
تاريخ : یکشنبه 1386/12/05
کودکي که آماده ي تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند شما فردا مرا به زمين مي فرستيد؛اما من به اين کوچکي و بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از ميان بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو درنظر گرفته ام؛او در اتظار توست و از تو نگهداري خواهد کرد.
اما کودک هنوز مطمئن نبود که مي خواهد برود يا نه.
اينجا در بهشت من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من کافي هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته ي تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق اورا احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.
کودک ادامه داد: من چطور مي تونم بفهمم مردم چه مي گويند،وقتي زبان آنهارا نميدانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته ي تو، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و بادقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.
کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟
خداوند براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات،دست هايت را کنار هم مي گذارد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.
کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي کنند. چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.
کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه از اينکه ديگر نمي توانم شمارا ببينم ناراحت خواهم بود!
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه درباره ي من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد. کودک مي دانست که بايد به زودي سفرش را آغاز کند. او به آرامي يک سوال ديگر از خدا کرد: خدايا! اگر بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد؟
خداوند شانه ي اورا نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميتي ندارد؛ به راحتي مي تواني او را مادر صدا کني.
لينك ثابت
نويسنده : محسن ( مدیر )
تاريخ : جمعه 1386/11/26
بنام خدا
سلام
گویند: وقتی كه برادران یوسف علیه السلام، او را در چاه آویزان كردند تا او را به آن بیفكنند، طبیعی است كه یوسف خردسال در این حال محزون و غمگین بود، اما در این میان غم و اندوه، دیدند لبخندی زد، خنده ای كه همه برادران را شگفت زده كرد، از هم می پرسیدند، یعنی چه؟ اینجا جای خنده نیست؟ گفتند بهتر است از خودش بپرسیم.
یكی از برادران كه یهودا نام داشت، با شگفتی پرسید: ......
روی ادامه مطلب کلیک کنید .
لينك ثابت
نويسنده : محسن ( مدیر )
تاريخ : دوشنبه 1386/11/01
به نام خدا
با عرض سلام
امام صادق (علیه السلام )فرمود :
روزی اختلافی بین سلمان فارسی و شخصی بوجودآمد . آن مرد به سلمان گفت : تو كیستی ؟ سلمان پاسخ داد : ابتدای افرینش من و تو از نطفه نجسی بوده و سرانجام هم مرداری گندیده خواهد بود . هرگاه روز رستاخیز شود و ترازوی عدل بنهند ، هر كس نیكش سنگین بود ، او شرافتمند است و هر كس اعمال نیكش اندك بود پست و بی ارزش .( اخلاق اسلامی شهید دستغیب نشر محراب ص 44)
یا حق
لينك ثابت
نويسنده : محسن ( مدیر )
تاريخ : دوشنبه 1386/11/01
حامد هاکان و رامین بی باک - 2 آهنگ جدید
آلبوم مجموعه آهنگهای شهرام ناظری
اس ام اس هاي فينگليش --- SMS Finglish
انتقال اعتبار از یک سیم کارت ایرانسل به سیم کارت دیگر
ورژن جدید آهنگ بسیار زیبای دیدی گفتم با صدای حامد هاکان
موزیک ویدئو جدید و زیبای هیچکس به نام یک مشت سرباز
جواب سؤال روزانه تبیان پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه 87
جواب سؤال آدینه تبیان پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه 87
جواب سؤال روزانه تبیان چهارشنبه 25 اردیبهشت ماه 87
جواب سؤال روزانه تبیان سه شنبه 24 اردیبهشت ماه 87
جواب سوال لاتین تبیان دوشنبه 23اردیبهشت ماه 87
جواب سوال عربی تبیان دوشنبه 23 اردیبهشت ماه 87
جواب سؤال روزانه تبیان دو شنبه 23 اردیبهشت ماه 87
جواب سؤال روزانه تبیان یکشنبه 22 اردیبهشت ماه 87
ترفند برقراری تماس اضطراری با باطری خالی گوشیهای سونی اریکسون